۴۲ مطلب با موضوع «گریز به زندگی» ثبت شده است.

روحِ تحت فشار

شنبه, ۳۰ مرداد ۱۴۰۰، ۱۲:۳۵ ق.ظ
نویسنده : خانم ۲۹۱۲

گاهی واقعا برام سواله این راه که میرم درسته؟! 

بنظرتون راهی که باعث، مشغله زیاد بشه تا جایی که از هدف اصلی  (شاید) دور بمونی، راه درستیه؟ مثلا انقدر خسته بشی که وقت برای انجام واجبات به زور پیدا کنی چه برسه به مستحبات... 

میگن اگر تو فضایی بودی که همه جوره تو رو ازون دنیا غافل میکنند. بهتر مستحبات رو انجام بدی تا راه رو گم نکنی. اما این دنیا همش داره میشه دوییدن برای همین دنیا... بعد تهش چیزی نمیمونه برامون. 

من پر از سوالم، پر از تناقضم پر از تداخل... گیجی و ابهام

واقعا به یک آدم قابل اطمینان نیاز دارم. یکی که حرفش برام حجت باشه. 

میدونید من هنوز یاد نگرفتم چطوری علم هایی که دارم(همون ناچیز) رو چطور بهم ربط بدم. اینه که عصبیم میکنه😭

یک روز این جنگ ها هم تموم میشه :)

پنجشنبه, ۳ تیر ۱۴۰۰، ۱۲:۲۰ ق.ظ
نویسنده : خانم ۲۹۱۲

راستش رو بخواید، همیشه هم دونستن خوب نیست*. گاهی اونایی که نمی‌دونند راحت تر و بهتر از کسایی زندگی می‌کنند که بیشتر می‌دونند. من حق ندارم هیچ کس رو به خاطر جایگاهی که داره سرزنش بکنم. میدونید چرا؟ چون احتمال داره، اون دنیا رتبش از من بهتر بشه. اثباتش یک تناسب ساده ریاضی هست. هیچ وقت انسانی که در محدودیت یا با محدودیت به دنیا میاد با شخصی که در رفاه کامل و شرایط عالی یا حتی نرمالِ یکسان نیستند. 

خدا جای حق نشسته... اینجاست که ترسناک میشه. مثلا منی که خیلی چیزا رو میدونم و میدونم گناه باز بهش اصرار دارم که انجامش بدم. یا برعکس من با دلایل منطقی قانع شدم فلان کار برای من مفید اما انجامش نمیدم. 

هر چقدر بیشتر فکر میکنم به منظم بودن و با برنامه بودن این دنیا بیشتر حس ناچیزی میکنم. شاید مثل خیلیا دیگه، خیلی چیزا برام دغدغه نباشه.  راحت تر میتونم فشار هایی که رو به روم هست رو تحمل بکنم. به قول صخره نورد :) زندگی فقط 100 سال اولش سخته. 

اگر به شما بگن فقط یک روز، فقط یک روز بدترین سختیا رو تحمل کن بعد عشق و حال دنیا رو ببر، اون سختی رو قبول نمیکنی ؟ حتماً قبول میکنی

وضعیت ما و اون دنیا هم همینه... 100 سال این دنیا (من بهترین حالت رو گفتم و گرنه همون70_80 وشاید کمتر) در مقابل بینهایت اون دنیا، واقعاً چیزی نیست :)

حفظ کردن اعتقادات و ارزشهات توی این دوره، انصافا کار سختیه...و سخت تر هم خواهد شد. به همون سختی که ایرانی های خارج از کشور رای دادن(دمشون گرم). رای که حقشون بود اما بعضی ها با فحش و بی حرمتی میخواستند مانع بشن. این یک نمونه بود و چون حال و هوای انتخابات هست گفتم. واِلا موارد از این قبیل زیاد... حتی شاید بین دو تا دوست یا بین اقوام خودتون هم به چشم ببنید و بشنوید.

 

*البته من عاشق یادگیری هستم. امیدوارم خدا کمک بکنه، هر چیزی رو یاد می‌گیرم بتونم در عمل هم پیاده بکنم.

معجزه و آرامش

دوشنبه, ۲۴ خرداد ۱۴۰۰، ۰۶:۲۶ ق.ظ
نویسنده : خانم ۲۹۱۲

امام سجاد (ع) خیلی قشنگ با خدا حرف میزنه.

اگر به من می‌گفتند یک اسم دیگه برای صحیفه سجادیه انتخاب کن. اسمش رو میذاشتم کتاب معجزه و آرامش 💚

من فکر میکردم این کارا فقط برا تو فیلماست...

يكشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۰۷:۴۷ ب.ظ
نویسنده : خانم ۲۹۱۲

وقتی دختر یا خانومی گرسنه هست و چندین ساعت پشت سیستم بوده (باچالش) رو عصبانی نکنید. اون دیگه خون به مغزش نمیرسه.

واگر عصبانی کردید توقع نداشته باشید با اجسامی که دم دستش میاد با لطافت برخورد کنه. بلکه با تمام توان اونا رو بهم میکوبه. هر چی بیشتر صدا بده در خالی شدن عصبانیتش بیشتر کمک میکنه:/ بعد فکر نکنید به خاطر اینکار خوش‌حال ها نه جا داشته باشه بعدش یک دور گریه هم میکنه! که ای داد برگه دفترم کنده شد.

به هر حال خوب شد چیز شکستنی دم دستم نبود.

همین دیروز بود که داشتم به این نوع عصبانیت زهرا که همه چیو به هم میکوبه میخندیدم ... امروز سر خودم اومد. در کمال تاسف کشف کردم که همچین آپشنی هم دارم. الان که دارم فکر میکنم میبینم اگر مثل قبل تر ها  فقط ده دقیقه جلو زبونم رو میگرفتم یا نه اصلا صحنه رو ترک میکردم اینجوری عصبانی نمیشدم.

 

+ این نوشته مال چند ماه پیش ... الان که منتشرش میکنم نه میدونم اون روز برای چی عصبانی شدم و نه چیو به چی کوبیدم و نه حتی از دست کی عصبانی بودم. =))

+علت عدم کنترل خودم همون گرسنگی زیاد بود و البته خود سیستم هم آدم رو عصبی میکنه:/ پشت سیستم نشین ها بیشتر منو درک میکنند.

بی مگس هرگز نماند عنکبوت** رزق را روزی رسان پر می دهد

جمعه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۹، ۰۴:۵۳ ب.ظ
نویسنده : خانم ۲۹۱۲

چند روزی بیشتر تا سال جدید نداریم. آبگرمکن خانه ما هم فهمیده است خراب نشد، نشد گذاشت دقیقاً نزدیک عید که ما کمی خونه تکونی آشپزخونه رو زودتر انجام بدیم. انصافاً کم هم نذاشت و باعث شد همه چیز رو به جای یک بار دو سه بار بشوریم. البته پدر گرامی را بیشتر به خرج انداخت چون ما علاوه بر آبگرمکن جدید، که باعث ایجاد لوله کشی جدید شد. شیر سینک رو هم عوض کردیم (چرا انقدر شیرآلات گرونه، مگه قراره آب طلا بیرون بیاد؟!)، نزدیک به یک میلیون، کمی کمتر فقط شیرآب شد؟! اینجا بود که یک سوال برام پیش آومد. واقعاً مردم چطور با این اوضاع مصالح میخرند ...قطعه میخرند؟! و خونه درست میکنند؟؟!!!برج درست میکنند!!!؟؟ قیمت ها عجیب کمر آدم رو خم میکنه. دوتا تیکه پلاستیک چرا باید بشه یک میلیون ؟ حقا که اون کارگر ساختمون راست میگفت: الان پول توجیبیت باید میلیونی باشه !!! کارمندان عزیز شما چطور گذران زندگی میکنید؟! وقتی حقوقتون معادل دو سه تا شیر آب میشه ؟! :)) واقعاً ما چطور داریم زندگی میکنیم؟! غیر اینه که خدا مارو نگه داشته !!؟ :)


البته اینا نوشته های شخصیه که نزدیک به دوساله برای خرید همچین چیزایی به مغازه های شهر نرفته بود. این وسط مادر گرامی نگران جهیزیه من شده ... "من از کی دارم به بابات میگم بیا یه سری تیکه هایی که قدیمی نمیشن رو بخریم نگه داریم گوش نمیده که، میگه نه من هر وقت وقتش باشه میخرم! حالا خوب شد؟یه چند صد میلیون باید خرج کنه قشنگ تا یه چیزی از آب دربیاد." این حرف هارو زمانی میگفت که من از پنجره ماشین داشتم مغازه های شهر رو نگاه میکردم. به این فکر میکردم که با وجود کرونا و گرونی چرا انقدر شلوغه، جالب اینجا بود ماسک هم نداشتن خیلیا:/... و تنها چیزی که به مادر گرامی در جواب حرفاش میگفتم این بود که ...  همه چیز درست میشه. وی نفسش از عمیق ترین، گرم ترین لایه های زمین بیرون میاد. دلش گرم به اینکه خالق، خلق خودش رو رها نمیکنه... همینطور که تا الان رها نکرده. 

بعدشم...کی از یک دقیقه بعدش خبر داره ؟!


خواجه حافظ شیرازی در همین مقال گویند که:

چُنان نماند، چُنین نیز نخواهد ماند

و ایضا

 

گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد

(اینجا حرف ماست که به خدا میگیم خدایا بسه دیگه چقدر سختی چقدر غم )
گفتا مگوی با کس تا وقت ان درآید

(خدا هم طبق معمول گزینه صبر رو میذاره روی میز و میگه هنوز وقتش نرسیده، پس صبوری کن)

گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد

(باز اینجا ما به خدا میگیم چرا انقدر عمر خوشی هامون کوتاه؟ )
گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید 

(که خدای جانِ جانان برمیگردن میگن، دندان به جگر بگیر، این غصه ها هم تموم میشه )

 

خلاصه علی الظاهر چیزی که از حرف های حافظ برداشت میشه اینکه باید جیگر هامون رو دندون بگیریم. تا این غصه ها، بیماری ها و کمبودها  هم تموم بشه به فضل خدا :)